بردیا جان این سه تا شعر تقدیم به تو . منو ببخش اگه کمه .
اولین شعرم ((مال من و مال تو ))
من می خوام تمام زندگیم برای تو باشه
همه ی شادی و خنده هام برای تو باشه
همه ی دلواپسی هات مال من
لحظه های سبز عشقم همه مال تو باشه
همه ی خاطره های تلخمون برای من
صحنه های ناب بوسه همه مال تو باشه
اون نگاه سرد و سنگین تو مال من باشه
قلب آشفته ی من قربونی چشات باشه
من می خوام فاصله هارو بردارم
من باشم تو باشی و حد ما یک نفس باشه
من می خوام که قلبامون تا آخرش با هم باشه
دستامون تو دست هم همیشه آتیشی باشه
من می خوام این دلمو قربونی نگات کنم
به کسی نگاه نکن می خوام چشات همیشه مال من باشه
میدونی چیزی ندارم که به تو هدیه کنم
من می خوام شعر کوچیکم هدیه مال تو باشه (دوست دارم هشت تا)
بردیا جان اینم دومین شعرم هستش که برا تو میگم:
(( تنهایی))
توی شب توی سیاهی توی اون ظلمت و بارون
دل من عاشق عاشق مثل یک شبزده مجنون
همیشه شاد و قشنگی مثل اون زلال بارون
همیشه لبات می خنده مثل گلهای تو گلدون
میدونی چیه قشنگم دل من هوات و کرده
هوای آغوش گرمت توی سرمای زمستون
بیا و همدم من باش توی غمها و خوشی ها
من می خوام کنارم باشی توی روزای پریشون
تا با یاد تو تموم شه همه ی تنهایی هامون
بی تو من تنهای تنهام توی این کویر وحشت
دل من خیلی گرفته توی تنهایی و غربت
منتظر به پات میشینم تا قیامت تا قیامت ............ (دوست دارم هشت تا)
جیگرم این هم فعلا آخرین شعرم هستش اما دلم می خواد برای تو و به خاطر تو ادامه بدم.
((رویای قصه هام))
توی روزای تنهاییم که هیچ کسی یارم نبود
یا این دل ساده ی من گرفتار کسی نبود
آسمون دل من دلگیر و بارونی بود
مثل یه گل تو گلدون اسیر و زندونی بود
از دست این آدما خسته و غمگین بودم
خدا باهام بود ولی همیشه تنها بودم
نمیدونم چطور شد چشمم به چشمت افتاد
این دل ساده ی من چی شد به دامت افتاد؟؟؟
برق چشمای ماهت ذهنم رو دیونه کرد
لحن صدای نازت قلبم و ویرونه کرد
تو اومدی تو قلبم دیگه تنها نبودم
گلهای یاس و کاشتم تو باغچه ی وجودم
یه حس تازه داشتم یه حس عاشقونه
برای زنده موندن واسم شدی بهونه
دلم می خواد یه لحظه دستات و من بگیرم
زل بزنم تو چشمات بگم برات میمیرم
دلم میخواد ببینم روزی که با تو هستم
تو دستامو بگیری بگی به پات نشستم
دلم می خواد همیشه کنار هم بمونیم
قصه ی زندگی رو با هم دیگه بخونیم
دلم می خواد که هر روز چند بار برات بمیرم
تو گرمای آغوشت دوباره جون بگیرم
دلم می خواد که اسمم بشه ورد زبونت
چشام بشه ستاره تو عمق آسمونت
دلم می خواد تو باشی تک سوار قصه هام
تا با تو زنده باشه تمامی رویاهام
تو این همه سیاهی بین این همه نامرد
دل پاک و زلالت نمی دونی چه ها کرد
تو این دنیای تاریک یه روشنایی دیده
آره درسته جوجو برق چشات و دیده
جو جو رو تنها نزار اون فقط تو رو داره
خوب می دونی که تنهاست جز تو یاری نداره (دوست دارم هشت تا)
توجه توجه
جوجو یه فقط یه کلمست که خیلی دوسش دارم لطفا
کسی زیاد به مخش فشار نیاره که جوجو یعنی چی؟
<< همتونو دوست دارم به ویژه بردیا گلممممممممممم >>